پيام بزرگ نماز جمعه در هر هفته، تقواست.تقواي خدا به اين است كه فريب دشمن را نخوريم و تسليم تحميل دشمن نشويم .دشمن مي خواهد بين ما اختلاف بيندازد ، این فرمایشات مقام معظم رهبری در سال 79 است که به فراموشی سپرده شده است ، چرا که خطبه های نماز جمعه در عرض سالهای پس از جنگ ، مخصوصا 2 سال اخیر ، بیشتر به خط دهی سیاسی گروهی خاص ولو اینکه بر خلاف مصلحت عموم باشد تبدیل شده است ، عید 2 سال پیش یادمان نمیرود ، در شرایط بسیار حساس موضوع هسته ای پس از پیروزی نسبی در سطح جهانی و منزوی شدن آمریکا بخصوص پس از سفر موفقیت آمیز آقای احمدی نژاد به سازمان ملل متحد و پس از تا کیدات مکرر مقام معظم رهبری بر عدم عقبنشینی در مساله هسته ای مخصوصا در سفر به سمنان،عده ای بر ساز مخالف نواختند و علنا مساله صلح هسته ای بر مبنای آیاتی از قرآن از جمله سوره انفال را مطرح نمودند و سپس در یک اقدام بی سابقه اقدام به تلقین روح یاس و ترس از خطر حمله دشمن و شایعه بیماری رهبری را عنوان کردندو در میزگرد هایی که به برکت صدا و سیما فراهم میشدخطر جنگ را تقویت میکردند ،تا جایی که رهبری فرمودند" آیا عاقلانه است که دشمن را دستکم نگيریم اما در مقابل، عظمت و توانایيهای ملت ایران را نادیده بگيریم ....دشمنان نظام اسلامی شایعات مختلفی درباره فوت و بيماری درست می کنند تا شاید چند روزی روحيه ملت ایران راتضعيف کنند اما آنها نمی دانند که در ایران با یک شخص روبرو نيستند بلکه با ملتی روبرو هستند که در پاسخ به توطئه ها و حيله های دشمن روز 22 بهمن در سراسر کشور به خيابانها می آید و با فریادهای پرشور، قدرت و هوشياری و استقامت خود را در دفاع از اسلام و انقلاب و ایران نشان خواهد داد . ... ملت ایران را با این مسائل نترسانند زیرا مگر تا به حال امریکا به ایران حمله نکرده است ضمن آنکه، دشمنان خوب می دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت ...."
اینکه به لفظ دشمن در صحبت ایشان دقت کنیم خیلی از مطالب روشن خواهد شد.
((...بحران در كشور نيست . چرا دروغ مى گويند؟ چرا طبق ميل دشمن رفتار مى كنند؟ بحمدالله كشور با يك ملت قوى، منسجم، باهوش، بيدار، و با مسؤوﻻن دلسوز، فعال و كارآمد، مشكﻼتشان را يكى پس از ديگرى حل مى كنند و حركت مى كنند . زندگى ملتها همين جور است . چه بحرانى؟ چه وضعيت فوق العاده اى در كشور هست؟ اصرار دارند ثابت كنند در كشور وضعيت فوق العاده است؛ با نيش قلم هاى زهرآلود، به خاطر انگيزه هاى گوناگون : يكى با دولت بد است، يكى با اصل مفاهيم انقلاب بد است، يكى با اصل انقلاب بد است، يكى دنبال قدرت طلبى است، يكى بر اثر كج فهمى است . نه، واقعيت قضيه اين جورى نيست كه اينها تصوير مى كنند؛ واقعيت قضيه اين است كه ما بحمدالله يك ملت منسجم داريم؛ هم منسجم است ملت ما، هم باهوش و بيدار است . ببينيد، تا احساس تهديد مى كند، اين بيست ودوى بهمنِ باعظمت را به راه مى اندازد . هر چه دشمن بر روى يك نقطه اى متمركز بشود،بيشتر اصرار كند، ملت ما روى آن نقطه حساس تر مى شود ...))
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار عمومى مردم آذربايجان شرقی سال 85
تحلیل صحبتهای دشمنان داخلی و اینکه با چه نیتی مطرح میشود از حوصله این مقال خارج است لیکن با توجه به مطرح شدن مساله "دام جدید هسته ای" و پروژه جدید "ترساندن مردم از تحریف سخنان امام" قصد داریم صحت و سقم این اشک تمساه ها را بر مبنای صریح سخنان رهبری در گذشته و حال بررسی کنیم :
((كساني كه مدعي طرفداري و پيروي از امام(ره) هستند، بايد به اين اصول نيز پايبند باشند و نمي توانند از يك طرف ادعاي دنباله روي از امام را مطرح كنند، ولي از طرف ديگر با سرمايه داري جهاني موافق و از مسئوليت در نظام اسلامي در پي كسب منافع شخصي باشند و براي عدالت اجتماعي نيز هيچ ارزشي قائل نشوند...حضرت آيت الله خامنه اي، تكرار حرفهاي غربي ها را از جانب برخي افراد با ادعاي پيروي از امام(ره) ناسازگار دانستند و تاكيد كردند: ما بايد بدون تعارف و همانند امام(ره) در حفظ مرزهاي اعتقادي و اصول خود صريح باشيم و نگذاريم مرزهاي اعتقادي كمرنگ شوند...))
((... موضع جمهورى اسلامى از اول موضع تهاجمى بود.تبديل موضع تهاجمى به موضع تدافعى، يك خطاست . و اين خطا بعضاً اتفاق افتاده است ! چرا موضع تهاجمى؟ يعنى ما با دنيا جنگ داريم؟ نه، معنايش اين نيست؛ ما طلبکاريم . ما در قضيه ى سياستهاى استعمارى دنياى استعمارگر، طلبکاريم..)) بیانات سال 84
این نکته قابل تامل است که به نظر میرسد ضمیر "آنها" به دشمنان داخلی بر میگردد نه به خارجی.
و در دیدار با دانشجویان یزد فرمودند :
((...من به عيان مى بينم كه در ذهن و زبان و عمل بسيارى از برجستگان كشورمان اين اعتماد به نفس هنوز به حد نصاب ﻻزم نرسيده ... بنابراين سه تا مانع ممكن است دشمن طراحى كند : يكى پراكندن يأس، يكى منحرف كردن استعدادها، يكى هم برخورد سخت و خشن؛ يعنى تحميل تهاجم نظامى و از قبيل اينها . .. در مورد این مساله اول که پراکندن نوميدی و یاس است ، من اصرار دارم شما جوانها بيشتر فکر کنيد ، تامل کنيد و نشانه هایش را ببينيد همين اﻻن دارند این کار را ميکنند یک عده ای هم برای آنها و از زبان انها و از حنجره آنها به نفع آنها حرف ميزنند ...))
البته برای روشن شدن مطلب باید بیان شود که این ناسازگاری با نص بیانات رهبری محدود به چند سال اخیر نیست بلکه مبنای تفکر و تصمیم گیری عده ای از غرب نشات میگیرد به عنوان مثال میتوان به سخنان رهبری در ایتدای دهه 70 و نقد اسراف کاریهای دوران سازندگی اشاره کرد که البته شنیده نشد و مردم به راهبردهای مقام معظم رهبری برای مبارزه با جبهه نفاق توجه نکردند و اکنون بعد از گذشت 20 سال مشاهده میشود که متاسفانه پیش بینی های رهبری در موردآثار سوء بیماری رفاه طلبی که دامن جامعه را گرفته است،تعبیرشده است.و اکثریت جامعه مفهوم تهاجم فرهنگی را با آثار تهاجم فرهنگی اشتباه گرفتند به این معنی که هنگامی که سردمداران جامعه به رفاه طلبی در قدرت و سیاست و فرهنگ رو آوردند،عامه مردم نیز به فرموده مولی علی (ع) به دنبال آنان به مسابقه رفاه طلبی میپردازند و در نتیجه جامعه از روح دین که تقوا و عدالت و امر به معروف و نهی از منکر و... است خالی میشود و یکی از آثار این پیشامد رشد فساد از جمله فساد اخلاقی در جامعه است ، که متاسفانه نخبگان جامعه تنها به مبارزه با ظواهر فساد اخلاقی پرداختند، آنجا که در عبرتهای عاشورا فرمودند:
((...سازندگي، كاري بود كه علي بن ابي طالب عليه السّلام داشت؛ كه حتّي شايد در دوران خلافت هم - كه حاﻻ من اين را ترديد دارم . اما تا قبل از خلافت، قطعي است - با دست خود نخلستان آباد مي كرد؛ زمين احيا مي كرد؛ درخت مي كاشت؛ چاه مي كند و آبياري مي كرد . اين، سازندگي است ! دنياطلبي و مادّي طلبي، كاري است كه عبيداللّه زياد و يزيد مي كردند . آنها چه وقت چيزي را به وجود مي آوردند و مي ساختند؟ ! آنها فاني مي كردند؛ آنها مي خوردند؛ آنها تجملات را زياد مي كردند . اين دو را با هم اشتباه نبايد كرد .امروز عدّه اي به اسم سازندگي خودشان را غرق در پول و دنيا و مادّه پرستي مي كنند . اين سازندگي است؟ ....! دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط - فرهنگ فساد و فحشا - سعي مي كند جوانهاي ما را از مابگيرد . كاري كه دشمن از لحاُظ فرهنگي مي كند، يك " تهاجم فرهنگي " بلكه بايد گفت يك "شبيخون فرهنگي" يك "غارت فرهنگي" و يك "قتل عام فرهنگي" است...))
اینکه مطلب به این وضوح در نقد سیاستهای سازندگی را عده ای ، درک نکردند و با رهبری همراه نشدند و اینکه اگر منظور رهبری از تهاجم فرهنگی ، سیاستهای غلط رایج در کشور در دوران سازندگی نبود چه لزومی داشت که ایشان تهاجم فرهنگی را پس از توضیح مفصل در مورد سیاستهای به اصطلاح سازندگی ایراد کنند.اما اکنون نیاز به این دلیل ها نیست چرا که به وضوح می بینیم با وجود تاکیدات مکرر رهبری ، که پاسخی از سوی مردم داده نشد ، رفاه طلبی در جامعه نهادینه گشت و فرهنگ ایثار به فراموشی سپرده شد.
((...وقتي مناسبات غلط اقتصادي در جامعه حاكم باشد، وقتي رانت خواري رواج داشته باشد، وقتي سوءاستفاده ي از قدرت براي به دست آوردن ثروتهاي بادآورده رواج داشته باشد، كسي كه توليد كننده و زحمتكش واقعي است، نااميد مي شود . كشاورزي كه زحمت مي كشد، صنعتكاري كه توليد مي كند،سرمايه داري كه سرمايه گذاري مي كند، معدنكاري كه عرق مي ريزد، معلمي كه در مدرسه درس مي گويد، استادي كه در دانشگاه تدريس مي كند، قاضي يي كه وقت و اعصاب خود را به كار صحيح صرف مي كند، وقتي ببينند راه براي مناسبات غلط اقتصادي در جامعه باز است و با آن برخورد نمي شود، مأيوس مي شوند . اين كه ما گفتيم و تأكيد كرديم كه بايد با مفاسد اقتصادي و قاچاق مبارزه شود، به خاطر اين است كه اين پديده ها اساس پيشرفت كشور را دچار آسيبهاي جدي مي كنند .
ما روي منافع كشور و ملتمان با هيچ كس در دنيا معامله نمي كنيم ...))
آری به فرموده مولی علی (ع) عبرتها زیاد ولی عبرت گیرنده ها کم اند.
چه زیبا پيشگویی فرمودند ((...دو عامل، عامل اصلي اين گمراهي و انحراف عمومي است : يكي دورشدن از ذكر خدا كه مظهر آن نماز است . فراموش كردن خدا و معنويّت؛ حساب معنويّت را از زندگي جدا كردن و توجّه و ذكر و دعا و توسّل و طلب از خداي متعال و توكّل به خدا و محاسبات خدايي را از زندگي كنار گذاشتن . دوم واتّبعوا الشهوات؛ دنبال شهوترانيها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در يك جمله : دنياطلبي . به فكر جمع آوري ثروت، جمع آوري مال و التذاذ به شهوات دنيا افتادن . اينهارا اصل دانستن و آرمانها را فراموش كردن . اين، درد اساسي وبزرگ است . ما هم ممكن است به اين درد دچار شويم . اگر در جامعه اسلامي، آن حالت آرمانخواهي از بين برود يا ضعيف شود؛ هر كس به فكراين باشد كه كلاهش را از معركه در ببرد و از ديگران در دنيا عقب نيفتد؛ اين كه ديگري جمع كرده است، ما هم برويم جمع كنيم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجيح دهيم ، معلوم است كه به اين درد دچار خواهيم شد...))
((...دوران لغزیدن خواص طرفدار حق از حدود 6 - 7 سال بعد از رحلت پيغمبر شروع شد کار به مساله خلاقت اصلا نداریم، اولش هم از اینجا شروع شد که گفتند سابقه دارها ی اسلام و کسانی که جنگهای زمان پيغمبر را کرده اند ، صحابه و یاران پيغمبر ،اینها نميشود با مردم دیگر یکسان باشند ،اینها باید یک امتيازاتی داشته باشند، امتيازات مالی از بيت المال ، این خشت اول بود حرکتهای انحرافی اینگونه است ،از نقطه کمی شروع می شود و همينطور هر قدمی ، قدم بعدی را سرعت بيشتری می بخشد ، در دوران خليفه سوم وضعيت اینگونه شد که برجستگان صحابه پيغمبر جزء بزرگترین سرمایه داران زمان خودشان شدند ، یعنی همين صحابه عاليمقام که اسمشان معروف است ، طلحه ،زبير، سعدبن ابی وقاص و ... ،این بزرگان که هر کدام یک کتاب قطور سابقه افتخارات در بدر و حنين و احد و ... داشتند اینها شدند جزء سرمایه داران درجه اول اسلام، یکی شان وقتی مرد طﻼهایی که از او مانده بود می خواستند بين ورثه تقسيم کنند ، با تبر شکستند ،مقدار درهم و دینار که از اینها به جا مانده بود افسانه وار بود . همين وضعيت مسایل دوران اميرالمومنين را ببار آورد ، یعنی در دوران اميرالمومنين ، چون برایشان مقام اهميت پيدا کرد با علی در افتادند...))
((...خوديها ممكن است در يك نظام، بر اثر خستگى، بر اثر اشتباه در فهم راه درست، بر اثر مغلوب احساسات نفسانى شدن و بر اثر نگاه كردن به جلوه هاى مادّى و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفت زدگى شوند.اين،البته خطرش بيشتر از خطر اوّلى است . اين دو نوع دشمن - آفت برونى و آفت درونى - براى هر نظامى، براى هر تشكيلاتى و براى هر پديده اى وجود دارد . اسلام براى مقابله با هر دو آفت، علاج معيّن كرده و جهاد را گذاشته است.جهاد، مخصوص دشمنان خارجى نیست. جاهدالكفّارو المنافقين منافق، خودش را در درون نظام قرار مى دهد . لذا با همه اينها بايد جهاد كرد...))
((... نبايد خيال كرد كه اگر چهار نفر آدمي كه سابقه انقلابي دارند، از كاروان انقلاب كنار رفتند، پس انقلاب غريب ماند . نه آقا، همه انقلابها، همه فكرها، همه جريانهاي گوناگون اجتماعي، هم ريزش دارند، هم رويش دارند؛ شما به صدر اسلام نگاه كنيد، ببينيد آن كساني كه در دوران غربت اسلام و غربت علي، از اميرالمؤمنين دفاع كردند، چه كساني بودند؟ اينها سابقه داران اسلام نبودند . سابقه داران اسلام، جناب طلحه و جناب زبير و جناب سعدبن ابي وقّاص و امثال اينها بودند . بعضي از اينها علي را تنها گذاشتند؛ بعضي از اينها در مقابل علي ايستادند . اينها ريزشها بودند . اما رويش كدام است؟ رويش، عبداللّه بن عبّاس است؛ محمّدبن ابي بكر است؛ مالك اشتر است؛ ميثم تمّار است.اينها رويشهاي جديدند.اينها كه در زمان پيامبر نبودند؛ اينها در همان دوران غربت اسلام روييدند؛ اينها نهالهاي تازه اند.شما ببينيد يك مالك اشتر در همه تاريخ اسلام چقدر مؤثّر است...))
از دیگر سیاستهای غلط دوران سازندگی و به عبارتی 20 ساله اخیر ، دولتی کردن بی حد و حصر سازمان ها بوده است که رهبری در دیدار با مسولین اصل 44 سال 85 علنا پرده از مخالفتهای مسولان آن دوره با نص رهبری برداشتند :
((...ما در دهه ى اول انقلاب به خاطر مسائل دفاع مقدس و جنگ و گرفتاريهاى گوناگون و محاصرات عجيب و غريب اقتصادى و غيره، اقداماتى را كرديم كه به مالكيت گسترده ى دولت منتهى شد؛ بيش از آن مقدارى كه در اين اصل قانون اساسى ذكر شده بود.البته همان وقتها هم در بسيارى از اينها جاى حرف بود.من خودم در بخش عمده ى آن دوره رئيس جمهور بودم و با مسئوﻻن اقتصادى دولت و با رئيس دولت و مسئوﻻن اقتصادى مباحثات فراوانى داشتيم، لكن به هرحال ضرورتها بر آنها و بر كشور اين مسائل را تحميل كرد و مالكيت دولتى به شكلى فراتر از آنچه كه در اصل 44 ديده شده بود، گسترش پيدا كرد، اما در دهه ى دوم و سوم، يعنى بعد از جنگ تا امروز، ما نبايد با گسترش شركتهاى دولتى غيرضرورى - كه چند هزار شركت دولتى وجود دارد كه تعداد مهمى از اينها حقيقتاً غيرضرورى بودند - موافقت مى كرديم؛ يعنى تشكيل آنها به وسيله ى دولت، يا واگذار نكردنِ بنگاههاى ذيل اصل 44 به مردم، عمل موافق مصلحت نبود .بايد سرمايه گذارى و فعاليت اقتصادى و توليد ثروت در معرض انتخاب همه ى آحاد فعال كشور قرار بگيرد؛اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره ى بعد از جنگ، در دهه ى دوم و سوم، انجام مى گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى شد؛ بايد مى داديم . بايد مالكيت دولت را روزبه روز كمتر مى كرديم . اين طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده تر شد ! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى گرفت، صرف كارهاى غيرﻻزم شد؛ فعاليتهاى اسراف آميز، ساختمان سازيهاى بيخودى . و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد . به هرحال، اين كار در اين دو دهه نبايد انجام مى گرفت ...))
حالا این صحبتها را که قسمت کوچکی از بیانات رهبری است در کنار صحبتهای اخیر رییس مجمع تشخیص که از سایت خبر گذاری مهر،تهیه شده است قرار میدهیم و قضاوت میکنیم :
{در طول دو سال اخير نه تنها جلو نرفتيم بلکه در اجرای سند عقب هم رفتيم. و ما در سند چشم انداز برای فن آوری اطﻼعات اهميتی مثل موضوع هسته ای قائل شده ايم و بايد در اين خصوص تلاش بيشتری صورت بگيرد}
{ امروز شرايط ويژه ای داريم و قدرت های استکباری با ديدن پيشرفت های علمی کشور ما در زمينه هسته ای وتکنولوژی های برتر می خواهند مانع اين پيشرفت ها شوند}
{ آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی دليل اصلی عقب ماندگی کشورمان "عدم بهره برداری از عامل انسانی"توصيف کرد وگفت:متاسفانه تا اين زمان از لحاظ زمانبندی حرکت به سمت تحقق سند چشم انداز حرکتی مناسب نداشته ايم ... 7/3/86}
{رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت : در ديدگاه قرآنی روابط خارجی، "تهاجمی" نيست و حالت مسالمت آميز دارد . 7 / 3 / 86 }
این صحبت اخیر را در کنار عملکرد حضرت امام در قبال آمریکا قرار دهید و به نص بیان رهیری مراجعه کنید که فرمودند: " "... موضع جمهورى اسلامى از اول موضع تهاجمى بود.تبديل موضع تهاجمى به موضع تدافعى، يك خطاست . و اين خطا بعضاً اتفاق افتاده است ! چرا موضع تهاجمى؟ يعنى ما با دنيا جنگ داريم؟ نه، معنايش اين نيست؛ ما طلبکاريم . ما در قضيه ى سياستهاى استعمارى دنياى استعمارگر، طلبکاريم..."بیانات سال 84
{آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی با اشاره به شرايط پيش آمده در افغانستان گفت : منطقه با وضعيت جديدی روبه رو است که با درک اين موضوع می توان مبنای مناسبی برای همکاری های بيشتر دو کشور طراحی کرد، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد بازداشت حسين موسويان گفت : حقيقت به زودی معلوم می شود}
{ايجاد فضای منطقی مناسب ترين شيوه حل و فصل مسائل منطقه ای است دشمن هنگام شکست در پی طرح های مخرب تر می رود
16 / 2/86 }
{رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:روند اجرای اصل 44 قانون اساسی کند است و بايد تحولی در اجرای اين اصل ايجاد شود 13/2/86 }
{آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی در ادامه اين نشست خبری به ملاقات خود با مقام معظم رهبری در خصوص نحوه عملکرد دولت در خصوص اصل 44 و سند چشم انداز اشاره کرد و گفت:برنامه های دولت جديد با توجه به متمم ها و لوايحی که به مجلس فرستاده می شد نشان از ناهماهنگی با سياست های کلی داشت که نهايتا قرار شد به دولت فرصتی داده شود تا بتواند برنامه های خود را عملی کند، وی افزود : اما زمانی که اين فرصت تمام شود ما با جديت وارد بخش نظارتی خود برعملکرد دولت خواهيم شد که اختلافات اخير در خصوص بودجه نشان از فعال تر شدن بخش نظارتی مجمع است و از سوی ديگر نشان می دهد که مجمع می تواند در امور اجرايی نظارت داشته باشد . .. آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی همچنين در پاسخ به سئوال ديگری از خبرنگار ما مبنی بر اين که آيا انحرافاتی در بودجه سال 86 نسبت به سند چشم انداز وجود دارد گفت : متمم هايی که امسال به مجلس می آمد صريحا با سند چشم انداز مغايرت داشت، ما هم طبق قانون اساسی می توانيم دخالت کنيم ولی به دليل تعهداتی که دولت دارد ملاحظاتی را در پيش گرفته ايم که هر وقت صلاح ديده شود مخالفتها را به طور صريح و شفاف بيان خواهيم کرد ... وی همچنين با بيان اين که در بودجه امسال توجه خاصی به سند چشم انداز و اصل 44 نشده بود گفت : در بودجه آينده نيز ما شاهد مواردی هستيم که خلاف اصل 44 و سند چشم انداز است و اتکا داشتن به درآمد نفتی نمونه بارز آن است .... وی در ادامه نشست خبری در پاسخ به اين سئوال که آيا ايراداتی که نسبت به دوره رياست جمهوری شما وجود دارد را قبول داريد يا خير، گفت : عملا ثابت شده که ما در آن دوران درست حرکت کرده ايم و سخنان اخير مقام معظم رهبری در خصوص واگذاری بخشهای دولتی به بخشهای خصوصی تاکيد بر عملکرد دوران هشت ساله دولت سازندگی است که در آن دوران مورد انتقاد جناح چپ و راست بود 15 / 12 / 85 }
اینکه سخنان رهبری علنا سیاستهای آن دوران درمورد اصل 44 را زیر سوال میبرد را چرا علنا تحریف میکنند!و صدا از هیچ کس بر نمی آید.
{رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به اين نکته که " شرايط فعلی عادی نيست " ،گفت : شرايط امروز تدبير خاص خود را می خواهد و بايد در زدن حرفها، سنجيده تر صحبت شود و امروز مردم قوی تر از دوران انقلاب هستند و نيرومند و آگاه تر و باسوادتر هم شده اند و روحانيت قوی تر و محبوب تر است و خيلی چيزها نسبت به آن زمان عوض شده است .... هاشمی رفسنجانی اظهار داشت : يکی از کارهای مهم امروز ما اين است که بايد به خودمان بگرديم و توجه به مردم و اسلام را محور واقعی بگيريم و برای مقابله با يک توطئه وسيع جهانی آماده شويم . 6/11/85 نماز جمعه}
آیا این به معنی آمادگی برای جنگ نیست آنجایی که رهبری می فرمایند مردم را نترسانید!
{آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی همچنين پرونده هسته ای کشور را بهانه ای برای اجماع غرب بر عليه جمهوری اسلامی ايران خواند و افزود:ما بايد با هوشياری و اتحاد و تجربه ای که از گذشته بدست آورده ايم اجماع کشورهای غربی به سرگردگی آمريکا را بشکنيم، زيرا آمريکا در حال حاضر به دنبال آن است تا بتواند ضربه مهلکی را به جمهوری اسلامی ايران وارد کند .13/11/85 }
{وی افزود : غرب بايد زورگويی هايی خود در خصوص پرونده هسته ای ايران را کنار بگذارد و به ميز مذاکره برگردد، ما حاضريم اطمينانی را که آنان از جمهوری اسلامی ايران در خصوص برخی از مسائل هسته ای می خواهند،به آنان ارائه نمايم . ..... رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگری از سخنان خود به انتظارات رهبر معظم انفلاب در خصوص اصل 44 قانون اساسی اشاره کرد و گفت : رهبر معظم انقلاب بعد از ابلاغ اين اصل ، انتظار يک انقلاب اقتصادی را درکشور داشتند که متاسفانه تا کنون گامهای مثبتی در اين زمينه برداشته نشده است .4/12/85 }
{آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی با بيان اينکه متاسفانه در 2 سال گذشته که سند چشم انداز ابﻼغ شده، ساﻻنه بايد 8 درصد رشد داشته باشيم که عقبگرد داشته و به 5 / 6 درصد رسيده ايم . سياست چشم انداز اين بود که اقتصاد کشور سالی 10 درصد از وابستگی به نفت نجات دهيم . اما ما هم اکنون بيش از 40 ميليارد دﻻر ازبودجه را برمبنای نفت می نويسيم و حتی از ذخاير ارزی برمی داريم و در جهت عکس در حال حرکت هستيم .... وی با بيان اينکه جذب سرمايه گذاری خارجی موجب باعث باﻻ رفتن بهره وری و تکنولوژی در کشور می شود، اظهار داشت : ما بايد در سال 23 درصد رشد درکشور را شاهد باشيم که متاسفانه جذب سرمايه در کشور در حال حاضر با مشکل روبه روست 4 / 12 / 85 }
{آيت اﷲ هاشمی رفسنجانی تعديل را سياست مناسب دولت جهت مهار مشکلات مختلف دانست و تقويب بخش خصوصی، اصلاح نرخ اين که آيا دولت نهم از سند چشم انداز انحراف جدی پيدا کرده است گفت:موارد مشخصی وجود داشته است مثلا طبق سياستهای کﻼن نظام کشور بايد ساليانه کشور اتکای خود را از نفت 10 درصد کم کند که متاسفانه اين کار عملی نشد . همچنين براساس اين سياستها دولت موظف شده است ظرف پنج سال ساليانه بيست درصد از بخشهای دولتی خود را واگذار کند و فقط به کارهايی حاکميتی بپردازد که اين امر نيز صورت نگرفت }
{رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به هدايت قدرتمند کشور توسط رهبر معظم انقلاب گفت:بايد تلاش کنيم کشتی انقلاب از فضای ارعابی که ساخته استکبار جهانی است عبور کند و شری که برای ما تدارک ديده اند به خودشان برگردد ... وی افزود :بر همين مبنا به ناحق منطقه ما را جزو منافع حياتی خود به شمار می آورند و حاضرند برای آن بجنگند ..... وی تاکيد کرد : ما بايد بيشتر هوشيار باشيم، آنها مانند ببر زخمی هستند .... وی تصريح کرد : مقام معظم رهبری بر شرايط مسلط هستند و هر جا ﻻزم باشد فرمان می دهند ، ايشان سکاندار نيرومندی هستند که کشور ما را در اين وضعيت هدايت خواهند کرد}
{ وی در خصوص ضرورت تدوين چشم انداز 20 ساله تصريح کرد : همه کشورهای دنيا برای خود برنامه های دراز مدت دارند . هر انتخابات تغييراتی را به دنبال دارد و طبيعی است که هر فردی درعرصه انتخابات وارد می شود وعده هايی می دهد، علت آن اين است که دست اينگونه افراد که وعده می دهند، در کار نيست و نمی دانند کار يعنی چه، وعده هايی می دهند که در زمان کار متوجه می شود که نمی شود، به آن وعده ها عمل کرد، بنابراين مردم رايشان را عوض می کنند . ... هاشمی رفسنجانی با بيان اينکه متاسفانه در 2 سال گذشته که سند چشم انداز ابﻼغ شده، ساﻻنه بايد 8 درصد رشد داشته باشيم که عقبگرد داشته و به 5 / 6 درصد رسيده ايم . سياست چشم انداز اين بود که اقتصاد کشور سالی 10 درصد از وابستگی به نفت نجات دهيم . اما ما هم اکنون بيش از 40 ميليارد دﻻر ازبودجه را برمبنای نفت می نويسيم و حتی از ذخاير ارزی برمی داريم و در جهت عکس در حال حرکت هستيم . .... رئيس مجمع تشخيص مصحلت نظام تصريح کرد : مقرر بوده سالی 10 درصد بر اساس چشم انداز کارهای کشور از دولت گرفته و به بخش خصوصی سپرده شود که معکوس حرکت می کنيم و دولت درحال بزرگتر شدن است .. 5 / 9 / 85 }
البته بعضی از انتقادها ممکن است به حقیقت نزدیک باشد لیکن طرز بیان یاس آلود و ایجاد ترس از خطر حمله دشمن و ... را باید دید چه هدفی دنبال میکند.
و شاید سخنان رهبری در نوروز 86 در حرم رضوی راه گشا باشد((...يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه ى دشمن را بداند و خود را در مقابل آن مجهز كند . ما دو دشمن داريم:يك دشمن، دشمن درونى است؛ يك دشمن، دشمن بيرونى است . دشمن درونى خطرناك تر است.دشمن درونى چيست؟ دشمن درونى خصلتهاى بدى است كه ممكن است ما در خودمان داشته باشيم . تنبلى، نشاط كار نداشتن، نااميدى، خودخواهى هاى افراطى، بدبين بودن به ديگران، بدبين بودن به آينده، نداشتن اعتماد به خود - نه به شخص خود و نه به ملت خود - اينها بيمارى است . اگر اين دشمنهاى درونى در ما وجود داشته باشد، كار ما مشكل مى شود . هميشه دشمنان بيرونى ملت ايران سعى كرده اند اين ميكروبها را در درون جامعه ى ايرانى رسوخ دهند: "شما نمى توانيد" ، "شما قادر نيستيد "،
" آينده تان تاريك است ،" افقتان تيره است "،" بيچاره شديد "،" پدرتان درآمد ".سعى اين بوده است كه ملت ما را نااميد، كسل، بى اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند؛ اينها دشمنان درونى است در طول سالهاى قبل از بروز حركت اسلامى در كشور ما، بلاى عمده ى ملت ما اينها بود . اگر ملتى اين بيمارى ها را داشته باشد، اين ملت پيشرفتش ممكن نيست؛ اگر ملتى مردمش تنبل باشند، نااميد باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همديگر پيوند نداشته باشند، به همديگر بدبين باشند، از آينده نااميد باشند، چنين ملتى پيش نخواهد رفت؛ اينها مثل موريانه اى كه در درون پايه ى بنا بيفتد، بنا را ويران مى كند؛ مثل كرمى است كه داخل ميوه قرار بگيرد، ميوه را فاسد مى كند.بايد با اين صفات مبارزه كرد . ملت ما بايد اميدوار، داراى اعتماد به نفس، خوشبين به آينده، علاقه مند به پيشرفت، و معتقد و مؤمن به معنوياتى باشد كه او را در اين راه كمك مى كند . بحمدالله امروز ملت ما چنين اعتماد به نفس و چنين اميدى دارد؛ بايد اينها را تكميل كرد . اگر ما بتوانيم اين دشمنها را در درون خود، در جان خود، در فرهنگ عمومى جامعه ى خود از كار بيندازيم،دشمن بيرونى هم نمى تواند به ما صدمه و لطمه اى برساند … ))
اما مطلب جدیدی که در خطبه ها به روال گذشته مطرح شده است این سخنان است که :
{دام جدیدی برای ما گسترده اند ومن فکر می کنم اگر آژانس همينطور ادامه بدهد اعتبارش را از دست خواهد داد ... جرم ایران از نظر آنها این است که خودش به این نقطه رسيده است که آستانه ورود به صنعت صلح آميز هسته ای است . اینها فکر می کردند که این راه منحصر به آنهاست و کسی نمی تواند از این راه عبور کند اما ایران عبور کرده است و نباید اینگونه انتقام بگيرند . باید مذاکره کنيم و بهتر است که این قدرتها و آژانس راه درستی را انتخاب کنند و ایران و منطقه را با مشکل مواجه نکنند...}
لفظ دام جدید نشان از برنامه ای جدید در مساله هسته ای دارد اما اینکه آیا آنها دام را پهن کرده اند یا دیگران ،محل تامل است ، اما لفظ انتقام را چگونه میتوان تفسیر کرد و از همه مهمتر اینکه مساله هسته ای ایران چه ارتباطی با ایران و منطقه و انتقام دارد، آیا باز این جملات همانند سال پیش که بحث داغ حمله به ایران تبلیغ میشد ، نشان از پروژه ای جدید دارد وقتی این مطالب را در کنار سفر طولانی اخیر رییس مجمع تشخیص به عربستان می گذاریم به ما هشدار میدهد که باید منتظر تحولات جدیدی در داخل کشور باشیم ،(عربستانی که گذشته از خصومتهای دیرین با جریان شیعی ، نقش آن در اخلال در لبنان و ترور عماد مغنیه بر همگان روشن است).
براستی اینهمه اخوت و دوستی با عربستان سعودی که ساده لوحی است آنرا به روابط دیپلماتیک تفسیر کنیم،بر اثر کدام هدف مشترک شکل گرفته است!